ریش کشان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ریش کشان . [ ک َ / ک ِ ] (نف مرکب، ق مرکب ) در حال کشیدن ریش . (یادداشت مؤلف ): پیادگان قاضی وی را ریش کشان به محکمه بردند. (یادداشت مؤلف ) : کوسه ٔ کم ریش دلی داشت تنگ ریش کشان دید یکی را به جنگ . ؟
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ریش کشان . [ ک َ / ک ِ ] (نف مرکب، ق مرکب ) در حال کشیدن ریش . (یادداشت مؤلف ): پیادگان قاضی وی را ریش کشان به محکمه بردند. (یادداشت مؤلف ) : کوسه ٔ کم ریش دلی داشت تنگ ریش کشان دید یکی را به جنگ . ؟