ریشه دار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ریشه دار. [ ش َ / ش ِ ] (نف مرکب ) دارای ریشه . گیاهی که دارای ریشه است . ◄ دارای جراحت . دارای ریش . مجروح . ریشدار. (ناظم الاطباء) (آنندراج ). ◄ جامه ای که طره ها و رشته های آویزان دارد. (یادداشت مؤلف ). ◄ دارای سابقه و اصل و بیخ : اختلاف من با او ریشه دار است . ◄ اصیل . عریق . دارای نژاد و نسب و تبار.