ریشیده
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ریشیده .[ دَ / دِ ] (ن مف، اِ) ریشه ٔ دستار. (ناظم الاطباء) (از برهان ) (از آنندراج ). ریشه ٔ دستار که چشمه کنند و کبود و سپید سازند. (شرفنامه ٔ منیری ). ◄ پرنیان منقش . (از برهان ) (انجمن آرا) : گفت بر پرنیان ریشیده . طبل عطار شد پریشیده . عنصری . ◄ رنگ کرده . (انجمن آرا). ◄ رخشنده . روشن و تابان . (ناظم الاطباء) (از برهان ) (آنندراج ). رخشنده . (از انجمن آرا) (از فرهنگ اوبهی ). ◄ ریش و زخم شده . (از برهان )(آنندراج ) : رخم از رنگ تست ریشیده . ؟ (از فرهنگ اوبهی ).
ریشیده . [ دِ ] (اِخ ) نام یکی از پادشاهان هند. (ناظم الاطباء) (از برهان ) (آنندراج ).