ریمله
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ریمله . [ ل ِ ] (اِخ ) نام یکی از دهستانهای بخش حومه ٔ شهرستان خرم آباد. این دهستان در شمال شهرستان واقع و حدود آن از شمال، بخش سلسله . از خاور، دهستان ده پیر. از باختر، سفیدکوه و دهستان ناوه کش و از جنوب، خرم آباد است . موقعیت طبیعی : تپه ماهور و کوهستانی . هوا: معتدل و سردسیر. آب آن از رودخانه ٔ خرم آباد و چشمه ها. بلندترین کوههای آن سیاه و سفیده کوه است و دارای ٣٨ آبادی و حدود ٦٤٠٠ تن سکنه است . دیه های مهم آن سراب تلخ پیر حیاتی، پاپی خالدار بالا و قلعه نوریمله است . ساکنان از طایفه ٔ حسنوند و بیرالوندو طوایف مختلفند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٦).
ریمله . [ ل ِ] (اِخ ) دهی از بخش حومه ٔ شهرستان خرم آباد. ٢٤ تن سکنه دارد. آب آن از چشمه و سراب و محصول عمده ٔ آنجا غلات و صیفی و لبنیات و صنایع دستی زنان فرش و سیاه چادر بافی است . ساکنان از طایفه ٔ بیرالوند هستند و ییلاق و قشلاق می روند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٦).