زبادی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زبادی . [ زُ دا ] (ع اِ) لغتی است در زُبّادی ̍. گیاهی . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (تاج العروس ) (آنندراج ). رجوع به زبادی و زبّاد شود.
زبادی . [ زُب ْ با دا ] (ع اِ) گیاهی که نام دیگر آن زباد است . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (تاج العروس ) (ناظم الاطباء). رجوع به زبّاد شود.
زبادی . [ زَ ] (ص نسبی ) منسوب به زباد (بطنی از بنی کعب یا موضعی در آفریقیه ). رجوع به زباد و زبادی شود.