واژه جو

زبان ایرانی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

زبان ایرانی . [زَ ن ِ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب ) رجوع به مقدمه ٔ برهان قاطع چ معین، مقدمه ٔ لغت نامه، سبک شناسی بهار ج ١ ص ١تا٣٠ و «ایران » و «پهلوی » و «پارس » و «فارس » شود.

معنی زبان ایرانی | واژه جو