زبان بستگی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زبان بستگی . [ زَ ب َ ت َ / ت ِ ] (حامص مرکب ) خاموشی . عدم نطق . عدم تکلم . (ناظم الاطباء) : سوی خانه آمد به آهستگی نگه داشت مهر زبان بستگی . نظامی . بزاری بنالید زان خستگی شفیعی نه بیش از زبان بستگی . نظامی . رجوع به زبان بسته شود. ◄ زبان گرفتگی . زبان آور نبودن . فصاحت نداشتن . گیرداشتن زبان : وگر زانکه دارد زبان بستگی نویسد مثالی به آهستگی . نظامی . اینت فصاحت که زبان بستگی است اینت شتابی که در آهستگی است . نظامی . رجوع به زبان بسته و زبان گرفتن و زبان گیرکردن و زبان گیر شود.
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی