زبان بندی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زبان بندی . [ زَ بام ْ ب َ ] (حامص مرکب ) اظهار و بیان گواهان بقید قلم درآوردن . (آنندراج ). شهادت شاهد. ◄ افسونگری . (ناظم الاطباء). عملی که جادویان و دعانویسان ادعا کنند که دشمنان را از گفتارهای بد نزد پادشاه یا شوهر و غیره بازدارد. عمل سحری که دشمنان را از غیبت و بدگویی کسی بازدارد. ◄ زبان بند شدن .
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی