زبان در قفا
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~. دَ. قَ) [ فا - ع. ] (اِمر.) گیاهی است از تیرة آلالهها از دستة خربقیها که دارای برگهای متناوب و منشعب به انشعابات پنجهای شکل میباشد. گلهایش دارای تقارن سطحی است و در روی ساقه قرار گرفته ؛ زبان پس قفا، گل هزار نک، رجل القبره نیز گویند.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~. دَ. قَ) [ فا - ع. ] (اِمر.) گیاهی است از تیره آلالهها از دسته خربقیها که دارای برگهای متناوب و منشعب به انشعابات پنجهای شکل میباشد. گلهایش دارای تقارن سطحی است و در روی ساقه قرار گرفته ؛ زبان پس قفا، گل هزار نک، رجل القبره نیز گویند.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زبان درقفا. [ زَ دَ ق َ ] (اِ مرکب ) نام گلی . (ناظم الاطباء). رجوع به زبان بقفا و زبان پس قفا شود.
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی