زبان درآوردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زبان درآوردن . [ زَ دَ وَ دَ ] (مص مرکب ) زبان از دهان بیرون آوردن . ◄ آغاز سخن گفتن کردن کودک . زبان باز کردن . ◄ (نسبت به بزرگتر از خود) (در تداول عامه )، زبان درازی کردن . یک و دو کردن با بزرگتر از خود. زیر دستی که عادةً نباید به رئیس خود اعتراض کند، اینک به جدال او برخاستن .