زبانه زدن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(~. زَ دَ) (مص ل.) مشتعل شدن.واژه قبلی: زبانهواژه بعدی: زبانگیر