زبانه/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(زَ نِ) (اِ.) ۱- هر چیز که مانند زبان باشد. ۲- زبانه ترازو، زبانه قفل.مترادفها و واژههای مرتبطسعیر، شعله، لهب، لهیبپره، ناره، میلهواژه قبلی: زبانزدواژه بعدی: زبانه زدن