واژه جو

زخلوط

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

زخلوط. [ زُ ] (ع ص ) مرد ناکس و فرومایه . لغتی است در زحلوط با حاء مهمله و شاید لغت اخیر صواب باشد. (منتهی الارب ) (از محیطالمحیط) (از متن اللغة). مرد ناکس و فرومایه . (ناظم الاطباء). این لغت را ابن عباد با خاء معجمه ضبط کرده است . (از ترجمه ٔ قاموس ).

معنی زخلوط | واژه جو