زخم زبان شنیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زخم زبان شنیدن . [ زَ م ِ زَ ش َ / ش ِ دَ ] (مص مرکب ) طعنه و ملامت شنیدن . سخریه شدن . مورد زخم زبان قرار گرفتن . ناسزا شنیدن . (در تداول عامه ) فحش خوردن : صد زخم زبان شنیدم از تو یک مرهم دل ندیدم از تو. نظامی . رجوع به زخم زبان وطعن اللسان شود.