زخم زبان زدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زخم زبان زدن . [ زَ م ِ زَ زَ دَ ] (مص مرکب ) طعن زدن . سرزنش کردن . گواژه گفتن . فسوس کردن . دشنام دادن .طعنه زدن . زخم زدن . رجوع به زخم زبان و طعنه شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زخم زبان زدن . [ زَ م ِ زَ زَ دَ ] (مص مرکب ) طعن زدن . سرزنش کردن . گواژه گفتن . فسوس کردن . دشنام دادن .طعنه زدن . زخم زدن . رجوع به زخم زبان و طعنه شود.