زخم گرفتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زخم گرفتن . [ زَ گ ِ رِ ت َ ] (مص مرکب ) خسته و مجروح شدن . (آنندراج ). زخم برداشتن . زخمی شدن : خضر چون آب ز عمر ابدی میگذرد که ز شمشیر تو یک زخم نمایان گیرد. صائب (از آنندراج ). رجوع به زخم شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زخم گرفتن . [ زَ گ ِ رِ ت َ ] (مص مرکب ) خسته و مجروح شدن . (آنندراج ). زخم برداشتن . زخمی شدن : خضر چون آب ز عمر ابدی میگذرد که ز شمشیر تو یک زخم نمایان گیرد. صائب (از آنندراج ). رجوع به زخم شود.