واژه‌جو

زخمه راندن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

زخمه راندن . [ زَ م َ / م ِ دَ ] (مص مرکب ) زخمه زدن . ساز زدن . نواختن با زخمه . ♦ بزخمه راندن ؛ در حال نواختن ساز : هم رود زنان بزخمه راندن هم فاختگان بزند خواندن . نظامی .

معنی زخمه راندن | واژه‌جو