واژه‌جو

زخمه ریختن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

زخمه ریختن . [ زَ م َ / م ِ ت َ ] (مص مرکب ) با مضراب بر طاس و مانند آن، زخمه زدن . نواختن : کوس رویین بلند کرد آواز زخمه بر کاسه ریخت کاسه نواز. نظامی (هفت پیکر چ وحید ص ٨٤).

معنی زخمه ریختن | واژه‌جو