زخمه ساختن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زخمه ساختن . [ زَ م َ / م ِ ت َ ] (مص مرکب ) نواختن . ساختن آهنگ . زخمه زدن . زخمه سازی : بالای مدیح تو سخن نیست کس زخمه نساخت برتر از بم . خاقانی . مطرب چه زخمه ساخت که در پرده ٔ سماع بر اهل وجد و حال در های و هوی ببست . حافظ.