زخمه زن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زخمه زن . [ زَ م َ / م ِ زَ ] (نف مرکب ) زخمه زننده . نوازنده ٔ سازهایی از قبیل رباب و بربط. ساز زن . رجوع به زخمه زدن شود : زخمه بر ابریشم عطار زن ار بصد زاری نوایی میزنی . عطار. ما چو چنگیم و تو زخمه میزنی زاری از ما نی، تو زاری میکنی . مولوی (مثنوی ).