زخمگین/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوملغتنامه دهخدا ـ ویرایش دومزخمگین . [ زَ ] (ص مرکب ) خسته . مجروح . زخمی و زخمناک .واژه قبلی: زخمگهواژه بعدی: زخمی