زفیرف
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زفیرف . [ زَ رَ ] (اِ) به زبان اندلس عناب را گویند و آن میوه ای باشد شبیه به سنجد و بیشتر در دواها بکار برند. (برهان ) (آنندراج ). اسم مغربی عناب است . (تحفه ٔ حکیم مؤمن ). باید دانست که گولیس به سند کنزاللغة محمدبن عبدالخالق و به سند ابن بیطار این لغت را به هر دو راءآورده و برا در کتابی یافت نشد... در لکلرک ج ٢ ص ٢١٣ زفیزف، ژوژوب فرانسه . (حاشیه ٔ برهان چ معین ).