زن قحبه/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(~. قَ بَ یا بِ) [ ع - فا. ] (ص مر.) ۱- آن که زن وی روسپی باشد. ۲- دشنامی است مردان را، زن جلب.واژه قبلی: زن سالاریواژه بعدی: زن کردن