زن کردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(زَ. کَ دَ) (مص م.) ازدواج کردن.واژه قبلی: زن قحبهواژه بعدی: زناء