زنمه/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(زَ نَ مَ یا مِ) [ ع. زنمه ] (اِ.) پارهای از گوش شتر یا گوسفند که بریده آویزان کنند.واژه قبلی: زنمردواژه بعدی: زننده