زننده/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(زَ نَ دِ) (ص فا.) ۱- نامطبوع، زشت. ۲- نوازنده ساز.مترادفها و واژههای مرتبطضارببرخورنده، تلخ، تند، سخت، موهن، نیشدارانزجارآور، نامطبوع، نفرتانگیزواژه قبلی: زنمهواژه بعدی: زنندگی