زه گرفته
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(زِ گِ رِ تِ) (ص مف.)<BR>۱- آبستن شده، بار گرفته (زن یا جانور ماده).<BR>۲- زمینی که شایستگی کشت و زرع پیدا کرده.<br>
فرهنگ فارسی معین
(زِ گِ رِ تِ) (ص مف.) ۱- آبستن شده، بار گرفته (زن یا جانور ماده). ۲- زمینی که شایستگی کشت و زرع پیدا کرده.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زه گرفته . [ زِه ْ گ ِ رِ ت َ / ت ِ ] (ن مف مرکب ) آبستن شده . بارگرفته (زن یا جانور ماده ). ◄ زمینی که شایستگی کشت و زرع را پیدا کرده . (فرهنگ فارسی معین ).