زهدفروشی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زهدفروشی . [ زُ ف ُ ] (حامص مرکب ) عمل زهدفروش : چه ملامت بود آن را که چنین باده خورد این چه عیب است بدین بی خردی وین چه خطاست باده نوشی که در او روی و ریایی نبود بهتر از زهدفروشی که در او روی و ریاست . حافظ. رجوع به زهد و زهدفروش و دیگر ترکیبهای آن شود.