زهر آگندن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زهر آگندن . [ زَ گ َ دَ ] (مص مرکب ) به زهر آلودن . به زهر آمیختن : به جایی که زهر آگند روزگار ازو نوش، خیره مکن خواستار. فردوسی . رجوع به زهر و دیگر ترکیبهای آن شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زهر آگندن . [ زَ گ َ دَ ] (مص مرکب ) به زهر آلودن . به زهر آمیختن : به جایی که زهر آگند روزگار ازو نوش، خیره مکن خواستار. فردوسی . رجوع به زهر و دیگر ترکیبهای آن شود.