زهر خندیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زهر خندیدن . [ زَ خ َ دی دَ] (مص مرکب ) خندیدن از روی خشم و تلخی : زهر خندد بخت بد برزورق آن خاکسار کآتشین قاروره اش بر بادبان افشانده اند. خاقانی . عاشق همه زهر خندد از عشقت گر عشق اینست از این بتر خندد. خاقانی . رجوع به زهرخند شود.