زهف
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زهف . [ زَهََ ] (ع مص ) سبک گردیدن . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). ◄ سبک یافتن باد چیز را و سبک بردن آن . (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء)(از آنندراج ) (از اقرب الموارد). ◄ سبکی . (منتهی الارب ) (آنندراج ). سبکی و جلدی و چالاکی . (ناظم الاطباء). سبک شدن و شتابیدن . (غیاث ) : ور بخسبد هست چون اصحاب کهف صوفیان کردند پیش شیخ زهف . مولوی . سگ چو عالم گشت شدچالاک زهف سگ چو عارف گشت شد اصحاب کهف . مولوی . ◄ برجستن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). برجستگی . (ناظم الاطباء).