زهق
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زهق . [ زَ هََ ] (ع اِ) زمین پست . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). هامون . (غیاث ).
زهق . [ زَ هََ ] (ع مص ) بیرون آمدن جان کسی . (ناظم الاطباء). رجوع به معنی سوم زَهْق و ذیل آن شود.
زهق . [ زَ هَِ ] (ع ص ) سبک . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). سبک و متحرک . (ناظم الاطباء). تیزرفتار. (غیاث ).