زهگیر/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(زِ) (اِ.) انگشتانهای از چرم یا استخوان که درِ آن را در انگشت کرده، زِه کمان را میکشیدند.واژه قبلی: زهکونیواژه بعدی: زهی