زودخور
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زودخور. [ خوَرْ / خُرْ ] (نف مرکب ) سریعالاکل . که سریع و با شتاب خورد : مراد آن به که دیر آید فرا دست که هر کس زودخور شد زود شد مست . نظامی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زودخور. [ خوَرْ / خُرْ ] (نف مرکب ) سریعالاکل . که سریع و با شتاب خورد : مراد آن به که دیر آید فرا دست که هر کس زودخور شد زود شد مست . نظامی .