زویلة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زویلة. [ زَ ل َ ] (اِخ ) شهری است به بربر و شهری است نزدیک افریقیه . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). نام دو شهر است یکی زویلةالسودان و دیگر زویلةالمهدیة. (از معجم البلدان ). و رجوع به زویلةالسودان و زویلةالمهدیة شود.
زویلة. [ زَ ل َ ] (اِخ ) موضعی است . ◄ نام مردی است . ◄ باب الزویلة در قاهره است . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). محله و دروازه ای است در قاهره . (از معجم البلدان ). دروازه ٔ بزرگی است در قاهره که بدر الجمالی سردار سپاهیان در دوران خلافت المستنصر فاطمی (١٠٩٢ م .) آنرا بنا کرد و در دو جانب دروازه دو مناره است که الملک المؤید شیخ (سلطان مصر) آنها را بنا نهاد. (از المنجد). رجوع به صبح الاعشی ج ١ ص ٣٧١ شود.