زیات
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زیات . [ زَی ْ یا ] (ع ص ) این انتساب مربوط به عمل روغن زیتون است . (از انساب سمعانی ). زیت فروش . روغن زیتون فروش . زیت گر. آنکه روغن زیتون گیرد و یا فروشد. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). سوداگر روغن زیتون . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). رجوع به ماده ٔ بعد شود.
زیات . [ زَی ْ یا ] (اِخ ) لقب حمزةبن حبیب کوفی قاری، بدان جهت که زیت را از کوفه به حلوان می برد. (منتهی الارب ) (آنندراج ). حمزةبن حبیب بن عمارةبن اسماعیل الزیات التیمی (٨٠ - ١٦٥ هَ . ق .). یکی از قراء سبعه و از موالی تیم و منسوب بدان . وی روغن زیتون را از کوفه به حلوان و پنیر و گردو را به کوفه می برد و در حلوان درگذشت . وی در قراآت عالم بود و الثوری گوید: «حمزه حرفی از کلام اﷲ قرائت نمی کردمگر بر طبق روایتی ». (از اعلام زرکلی ج ١ ص ٢٧٣). رجوع به روضات الجنات ص ٢٦٣ و ریحانة الادب ج ٢ ص ١٤١ شود.
زیات . [ زَی ْ یا ] (اِخ ) مکنی به ابن شبیب . وی از پیروان شلمغانی و معاصر الراضی خلیفه بود. (از خاندان نوبختی اقبال ص ٢٢٤ و ٢٣٦).