زیال
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زیال . (ع مص ) (از «زول ») مایل گردیدن آفتاب از میانه ٔ آسمان . (از منتهی الارب ). رجوع به زوال شود.
زیال . (ع مص ) (از «زی ل ») همدیگر جدا شدن . مزایلة مثله . (آنندراج ) (از منتهی الارب ). زایَل َ مزایلةً و زیالاً. رجوع به مزایلة شود. (ناظم الاطباء). ◄ زاله عن مکانه زیلاً و زیالاً. رجوع به زیل شود. (ناظم الاطباء).