زیبق کردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(~. کَ دَ) [ معر - فا. ] (مص م.) ۱- جیوه مالیدن به شیشه برای ساختن آیینه. ۲- نابود کردن.واژه قبلی: زیبقواژه بعدی: زیبنده