زیبنده/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(بَ دِ) (ص فا.) ۱- سزاوار. ۲- آراسته.مترادفها و واژههای مرتبطبرازنده، درخور، سزاوار، شایسته، شایسته، لایق، مستوجب، مناسبآراسته، چشمنواز، خوشنماواژه قبلی: زیبق کردنواژه بعدی: زیبندگی