زیرخرد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زیرخرد. [ خ ُ ] (اِ مرکب ) نام لحنی بود از موسیقی . (برهان ) (ناظم الاطباء) (از فرهنگ فارسی معین ). زیربزرگان . زیرخورد. (آنندراج ). زیربزرگان . نام لحنی است از موسیقی . (جهانگیری ) : ... کآن زیرخرد و زیربزرگانم آرزوست . مولوی (از جهانگیری ).