سار
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(سُ) [ ع. ] (اِ.) پس مانده طعام و شراب.
(اِ.) شتر.
(پس.) ۱- در آخر بعض کلماتِ مرکب به معنی «سر» آید: سبکسار. ۲- در آخر بعضی کلمات مرکب پسوند مکان است که بیشتر معنای کثرت و انبوهی را میرساند. چشمه - سار. ۳- از ادات تشبیه که معنای مانند و شبیه را میرساند: بادسار.