سازگار کردن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
میزان کردن، تعدیل کردن، تنظیم کردن، بستن، هماهنگ کردن، خوراندن درخود حل کردن قالب زدن، همگن کردن کوک کردن، روی موج صحیح انداختن، کانال را انتخاب کردن، زدن الفت دادن، سازگاری دادن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
میزان کردن، تعدیل کردن، تنظیم کردن، بستن، هماهنگ کردن، خوراندن درخود حل کردن قالب زدن، همگن کردن کوک کردن، روی موج صحیح انداختن، کانال را انتخاب کردن، زدن الفت دادن، سازگاری دادن