سازگر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سازگر. [ گ َ ] (ص مرکب ) موافق . سازگار. سازوار : ز بخت بد چه طمع کرده ای که سازگر آید ز گوش کر چه توقع کنی سخن شنوی را. درویش واله هروی (از آنندراج ). رجوع به سازگار شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سازگر. [ گ َ ] (ص مرکب ) موافق . سازگار. سازوار : ز بخت بد چه طمع کرده ای که سازگر آید ز گوش کر چه توقع کنی سخن شنوی را. درویش واله هروی (از آنندراج ). رجوع به سازگار شود.