ساق عروس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ساق عروس . [ ق ِ ع َ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب ) نوعی از شیرینی ولایت از چهار شربت . (غیاث اللغات ). ساق عروسان . (آنندراج از بهارعجم ) : کند از ذوق دست خود را بوس دست هرکس رسد به ساق عروس . محمد قلی سلیم (از بهار عجم ) (آنندراج ). رجوع به ساق عروسان شود.