ساوی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ساوی . (ص نسبی ) منسوب است بساوه که شهری است بین ری و همدان . (الانساب سمعانی ) : و گفته اند ساوی باشد که شیعی نباشد و آبی الا خود شیعی نباشد. (کتاب النقض ص ٢١٩). گنج فضایل افضل ساوی شناس و بس کز علم مطلق آیت دوران شناسمش . خاقانی .
ساوی . (اِخ ) ابوالفرج ... از کتاب مشهور صاحب بن عباد است که بحسن خط معروف و از بلاغت حظی وافر داشت . صاحب گوید: خط ابی الفرج یبهر الطرف و یفوت الوصف و یجمع صحة الاقسام و یزید فی نخوة الاقلام . او را اشعاری است و مشهورترین آن مرثیه ای است درباره ٔ فخرالدوله که به این مطلع آغاز میشود : هی الدنیا تقول بمل ء فیها حذار حذار من بطشی و فتکی . و ایضاً او راست در وصف برغوث : و اصهب فی قد شونیزة اقفز من فهد علی خشف یسهر فی تخمیشه دائباً و عبثه یعمل فی حتفی (یتیمةالدهر ثعالبی ج ٣ صص ٢١١ - ٢١٢).