ساکن گشتن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(~. گَ تَ) [ ع - فا. ] (مص ل.) ۱- مسکن گزیدن. ۲- آرام شدن، آرامش یافتن.واژه قبلی: ساکنواژه بعدی: ساکنی