سایان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سایان . (اِخ ) در یک فرسخی بیشتر شرقی درز است . (فارسنامه ٔ ناصری گفتار ٢ ص ٢١٧).
سایان . (نف، ق ) در حال سودن . در حال ساییدن . رجوع به سای و ساییدن شود.
سایان . (اِخ ) دهی است جزء دهستان حومه ٔ بخش مرکزی شهرستان زنجان واقع در٦ هزارگزی خاور زنجان و کنار شوسه ٔ زنجان به قزوین .هوای آن سرد و دارای ٣٦٢ تن سکنه است . آب آنجا از قنات و چشمه تأمین میشود. محصول آن غلات، انگور، سیب زمینی و شغل اهالی زراعت و راه آن مالرو است . اتومبیل نیز میتوان برد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٢).