سایه پرور
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سایه پرور. [ ی َ / ی ِ پ َرْ وَ ] (ن مف مرکب ) کنایه از آسوده . (انجمن آرا). کسی را گویند که پیوسته بفراغت و آسودگی برآمده باشد و محنت و مشقت نکشیده باشد. (برهان ). ◄ مفت خور. (انجمن آرا). رایگان خوار. (آنندراج ) (برهان ). کنایه از کسی که بناز و نعمت پرورش یافته و بخورد و خفت و راحت عادت کند و از زحمت بگریزد. (انجمن آرا) : باغ مرا چه حاجت سرو و صنوبر است شمشاد سایه پرور ما از که کمتر است . حافظ. ای خونبهای نافه ٔ چین خار راه تو خورشید سایه پرور طرف کلاه تو. حافظ. رجوع به سایه پرورد شود. ◄ گیاهی که آن را نان خورش کنند.(برهان ). نانخورش . ◄ هر چیز نازک و ظریف . ◄ طفیلی . ◄ مگسهای سر سفره ٔطعام . (ناظم الاطباء).