سباعی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سباعی . [ س ُ عی ی ] (ع ص نسبی، اِ) نوعی از شعر که هفت مصرع باشد. (آنندراج ) (غیاث ). ◄ آنچه دارای هفت رکن باشد.(اقرب الموارد). ◄ (اِخ ) گاهی هفت فلک یا هفت ستاره مراد باشد. (غیاث ) (آنندراج ). ◄ (ص ) شتر بزرگ دراز. (اقرب الموارد) (آنندراج ). ♦ رجل سباعی البدن ؛ مرد هفت اندام درست بزرگ هیکل درازبالا. (آنندراج ). مرد تمام اندام . (اقرب الموارد). ◄ مولود که هفت ماهه زاده شده باشد. ◄ لفظی که بنای آن بر هفت حرف بود. (اقرب الموارد).
سباعی . [ س ِ ] (ص نسبی ) نسبتی است مر بنی سباع را. (الانساب سمعانی ).