سباک
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سباک . [ س َب ْ با ] (ع ص ) زرگر. مشتق از سبک، بمعنی زر و سیم گداختن است . (آنندراج ) (غیاث ). سیم پالای . (مهذب الاسماء). گدازگر : سباک ربیع سیم برف در مسام زمین گداخت . (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سباک . [ س َب ْ با ] (ع ص ) زرگر. مشتق از سبک، بمعنی زر و سیم گداختن است . (آنندراج ) (غیاث ). سیم پالای . (مهذب الاسماء). گدازگر : سباک ربیع سیم برف در مسام زمین گداخت . (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ).